زمستان است و چشم ڪوچہ از انتظارت ، سپید پرندهے مهــاجرم بڪَو با ڪدام برف مینشینی بر شاخسـار تنهاییام؟
دلواپـس ســرما نباش اینجا از هیــزمِ دل آتشی برایت روشـن ڪردهام
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ ساعت 9 PM توسط حسن
|
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
تاريخ: پنجشنبه
19 بهمن
1402 ساعت: 13:44